|
کلبه عشق و لبخند لبخند کوچکترین هدیه ای است که می توان به یکدیگر تقدیم کنیم
| ||
|
1. زندانی بودن سران شیعه از لحظه ی قیام مسلم تا بعد از عاشورا با حضور عبیدالله بن زیاد در کوفه اوضاع کاملاً به ضرر شیعیان دگرگون شد. عبیدالله تصمیم جدی خود را برای از بین بردن مسلم و اطرافیان او به کار بست و تعداد زیادی از شیعیان را در زندان هاحبس کرد. گر چه در هیچ یک از منابع اصیل تاریخی گزارش قطعی از زندان شدن سلیمان، مسیب، رفاعه و دیگر سران توابین بیان نشده است، اما برخی از عالمان شیعه معتقدند که امثال سلیمان نیز به دلیل زندانی بودن نتوانستند مسلم را یاری دهند و در کربلا حضور یابند. برخی از پژوهشگران در تاریخ شیعه می نویسند: دوازده هزار نفر در زندان های عبیدالله در حبس به سر می بردند و عده ی زیادی از این زندانیان از زعما و بزرگان و سران قوم به شمار می رفتند، از قبیل مختار، سلیمان بن صرد، مسیب بن نجبه، رفاعه بن شداد و ابراهیم بن مالک اشتر. چند شاهد تاریخی، این احتمال را تأیید می کند: الف - با توجه به سابقه ی درخشان این بزرگان در همراهی با امامان شیعه و حضور چشم گیر در صحنه های نظامی و حتی تندروری نظامی برخی ایشان - پیش از این به آن اشاره شد - که در جریان نهضت خونین توابین نیز تجلی یافت، بسیار بعید می نماید که ندای مظلومیت و استغاثه سیدالشهداء و نماینده ی او را شنیده باشند و از روی ترس یا تردید، امام خود را که مصرانه از او دعوت کرده بودند، تنها گذاشته باشند. ب - زمانی که امام حسین (ع) در کربلا متوقف شد، ابن زیاد ضمن سخنانی خطاب به مردم کوفه از آن ها خواست برای مقابله با امام حسین (ع) راهی کربلا شوند. او با تهدید چنین گفت: «از این پس هر فردی را بیابیم که از حضور در سپاه، سر باز زده باشد نسبت به او بِریء الذمه خواهم بود». معنای صریح این سخن، این بود که هر کس به او نپیوندد کشته خواهد شد. از این رو ابن زیاد به قعقاع بن سوید دستور داد تا در شهر گردش کند و ببیند آیا کسی از سپاه تخلف کرده است یا خیر. وی در جست و جوی خود، شخصی از قبیله ی همدان را یافت که در طلب میراث خود به کوفه آمده بود. او را نزد عبیدالله برد. عبیدالله فرمان کشتن وی را صادر کرد و پس از آن هیچ بالغی در کوفه، یافت نشد مگر آنکه به لشگرگاه کوفه، یعنی نخیله رفت. بر این اساس، اهالی کوفه نمی توانستند در آن شرایط به کربلا نروند، زیرا نرفتن مصادف با کشته شدن بود. برای شیعیانی که نمی خواستند چنین کنند دو راه بود: یا مخفیانه به امام بپیوندند و یا از کوفه بگریزند. حال با توجه به اینکه سلیمان و دوستانش در کربلا حاضر نبودند و خبری از فرار آن ها ثبت نشده و نیز فرار با روحیه ی سلحشوری و نظامی آنان سازگار نیست، این احتمال که آن ها در زندان به سر می بردند، تقویت می شود. ج - امام حسین (ع) در روز عاشورا بسیاری از نویسندگان نامه ها را مورد خطاب و سرزنش قرار داد که چگونه او را دعوت کرده اند ولی اکنون او را تنها گذاشته اند، او نامی از بزرگان شیعه به میان نمی آورد، حال آنکه اگر آن ها در این باره کوتاهی کرده بودند بیش از دیگران متسحق توبیخ و سرزنش بودند. بنابراین قطعاً امثال سلیمان از پیوستن به امام حسین (ع) عذری داشته اند. اما همچنان که گفتیم هیچ منبع اصیل تاریخی این امر را تأیید نمی کند. علاوه بر این، برخی دیگر از بزرگان شیعه مانند حبیب بن مظاهر در زندان نبوده اند، در حالی که آنان نیز از شیعیان سرشناس و دعوت کنندگان امام حسین (ع) بودند و اگر قرار بود سران شیعه دست گیر و زندانی شوند، حبیب بن مظاهر نیز باید دست گیر می شد. ادامه مطلب موضوعات مرتبط: مذهبی نوشته شده توسط : hassan ( سه شنبه 29 آذر 1390 ) ( 05:21 ب.ظ )
نوشته شده توسط : hassan ( سه شنبه 29 آذر 1390 ) ( 02:54 ب.ظ )
نوشته شده توسط : hassan ( سه شنبه 29 آذر 1390 ) ( 11:27 ق.ظ )
شب یلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگیر ای دوست! از غمهـــــــا کناره
شب شادی وشـــور و مهربانی است زمـــــــان همدلی و همزبانی است
در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد
به هرجا محفلی گرم و صمیمی است که مهمانی درآن رسمی قدیمی است
به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل شده بر پا بســــاط میــــوه – آجیل
ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه شود مهمان حسابی چاق و چلّه!!
همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه!
نشسته با تفاخـــــــــر تــوی سینی کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی
چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه!
بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم اس ام اس می رسد پشت سر هم
جوانان آن طرف تـــر جـــــــوک بگویند دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند
کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است در این محفل پی تولید بانگ است!!
زند بــــــــا "ای دل ای دل" زیـــــر آواز ز بعد آن "هاهاها"یی کند ســـــاز!
ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را!
چنین با شور و نغمه – شعر و دستان خرامان می رســــــد از ره زمستان
شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز نمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز !
کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران که در راه است فصــــــــل نوبهاران.... منبع:http://bolfozool.blogfa.com/post-57.aspx نوشته شده توسط : hassan ( سه شنبه 29 آذر 1390 ) ( 11:00 ق.ظ )
حسن نامی وارد دهی شد و در مكانی كه اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت. موضوعات مرتبط: طنز نوشته شده توسط : hassan ( سه شنبه 29 آذر 1390 ) ( 10:59 ق.ظ )
نوشته شده توسط : hassan ( سه شنبه 29 آذر 1390 ) ( 10:45 ق.ظ )
نوشته شده توسط : hassan ( سه شنبه 29 آذر 1390 ) ( 10:43 ق.ظ )
امشب را به نور قرنها قدمت جاری نگه داریم … شب یلدا ، این شب زایش مهر و میترا ، شب زایش نور و روشنائی بر تو ایرانی مبارک - – – – – – – – – – باور به نور و روشنایی است ، یلدایتان مبارک - – – – – – – – – – ادامه مطلب موضوعات مرتبط: اس ام اس نوشته شده توسط : hassan ( سه شنبه 29 آذر 1390 ) ( 10:32 ق.ظ )
|
||
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||